تحقیقات دانشجویان

تحقیقات ارائه شده به استاد محمد علی محسن زاده

خلاصه اي از كتاب انسان در قرآن ازاستاد شهيد مرتضي مطهري

بسمه تعالي

موضوع:

خلاصه اي از كتاب انسان در قرآن ازاستاد شهيد مرتضي مطهري

 نام :زهرا

نام خانوادگي : بابايي فر

استاد راهنما:

استاد محسن زاده

نام دانشگاه: (دانشگاه علمي كاربردي سوره )

انسان در اسلام واز ديدگاه اسلام تنها يك حيوان راست قامه است كه راه مي رود وسخن مي گويد نيست اين موجود از نظر قرآن ژرفتر ومرموزتر است كه بتوان با چند كلمه تعريف كرد . از نظر قرآن انسان موجودي است كه توانايي سخير جهان را دارد ومي تواند فرشتگان را به خدمت خود در آورد وهم مي تواند به اسفل السالفين سقوط كند .سرنوشت نهايي انسان بسته به خود اوست .

ارزش هاي انسان

1-انسان خليفه خدا در زمين است . (برگرفته از آيات 358 سوره ي بقره و165 انعام)

2- بالا بودن ظرفيت علمي انسان از همه مخلوقات (آيه 33.31 سوره بقره )

3-انسان فطرتي خدا دوست وخداشناس دارد همه انكارها وترديد ها وبيماريها وانحرافهايي كه وجود دارد از سرشت اصلي انسان(آيه 172 سوره اعراف و43 سوره روم)

4-انسان تركيبي است از ماده ومعني، از جسم وجان عنصري ملكوتي والهي در وجود انسان است .

5-انسان موجودي انتخاب شده وبرگزيده است آفرينش انسان تصادفي نيست (آيه 121 سوره طه)

6-شخصيت انسان مستقل وازاد است .انسان امانت دار خداوند است .

رسالت ومسئوليت دارد از او خواسته شده كه با انتخاب خود يكي از راه هاي سعادت وشقاوت را اختيار كند (سوره احزاب آيه 72)

7-انسان از يك كرامت ذاتي وشرافت ذاتي برخوردار است وزماني خويشتن واقعي خود را درك واحساس مي كند كه اين كرامت وشرافت را درك كرده باشد .

8-انسان از وجداني اخلاقي برخوردار است وزشت وزيبا را به حكم الهي فطري درك مي كند .(آيات 8.9 سوره شمس)

9-با ياد خدا آرام مي گيرد . خواسته هاي انسان بي نهايت است مگر اينكه به ذات بي حدو نهايت (خدا) بپيوندد. (آيه 28 سوره رعد و6 سوره اشقاق)

10-نعمت هاي  زمين براي انسان آفريده شده است . (آيه 29 سوره بقره و13 سوره جايشه)

11-خداوند انسان را براي پرستش خويش آورده واووظيفه دارد كه اطلاعات امر خدا را كند (سوره ذاريات آيه 56)

12-انسان در راه پرستش خدا خود را مي يابد واگر خداي خويش را فراموش كند خود را فراموش كرده ونمي داند كه كيست وبراي چيست وچه بايد بكند وكجا بايد برود؟ (سوره حشر آيه 18)

13-همينكه انسان از دنيا برود وپرده تن كه حجاب چهره اوست دور افكنده شود حقايق زيادي كه امروزه بر او پوشيده ونهان بوده است آشكار ميشود (سوره ق، آيه 22)

14-انسان تنها براي ماديات كار نمي كند او احيانا هدفها وارمان هاي بس عالي دارد وبراي آنها جنب وجوش مي كند وممكن است كه از حركت وتلاش خود جز رضاي آفريننده مطلوبي ديگر نداشته باشد .(آيه 28 سوره فجر و73 سوره توبه )

بنابر مطالب فوق انسان از نظر قرآن موجودي است كه از طرف خداوند برگزيده شده وخليفه الله است يعني از وجودش ملكوتي ونيمه ديگر مادي است داراي فطرتي خدا آشنا وآزاد ومستقل،‌اماندار خدا ومسئول خويش وجهان است مسلط بر زمين وآسمان از نيستي وهيچ به قوت وكمال مي رسد وبالا مي رود اما فقط با ياد خدا آرام مي گيرد حق بهره گيري مشروع از نعمت هاي خدا را دارد ولي در برابر خداوند وظيفه دار است .

ضد ارزش ها

با همه مطالبي كه گفته شد در عين حال همين انسان در قرآن مورد بزرگترين نكوهشها قرار گرفته از او بعنوان ستمگر ونادان وهمچنين نا سپاس نسبت به پروردگار وعجول وشتابگر ياد شده از انسان بعنوان فردي تنگ چشم ومملسك مجادله گرترين مخلوق وخريص ياد شده ونيز در آيه اي چنين آمده است كه اگر بد به او رسد جزع كننده است واگر نعمت به او رسد نحل كننده است .

پروردگار وعجول وشتابگر ياد شده از انسان بعنوان فردي تنگ چشم وممسك مجادله گرترين مخلوق وحريص ياد شده ونيز در ايه اي چنين آمده است كه اگر بدي به اورسد جزع كننده است واگر نعمت به اورسد نحل كننده است .

زشت يا زيبا

آيا از نظر قرآن انسان يك موجود زشت وزيباست يا اينكه موجودي دو سرشتي است ؟

 حقيقت اين است كه اين مدح وذم از آن نيست كه انسان موجودي دو سرشتي است . از نظر قران انسان همه كمالات را دارد وخود اوست كه بايد سازنده ومعمار خويش باشد . شرط اصلي رسيدن به كمال ايمان است . در صورتيكه ايمان باشد علم از صورت يك ابزار ناروا به صورت يك ابزار مفيد در مي آيد .

پس انسان حقيقي كه خليفه الله است وهمه چيز براي اوست انسان با يمان است انسان بدون ايمان كاستي ونقص دارد چنين انساني حريص وخونريز ونجيل وكافر است ونيز از حيوان پست تر .

براساس معاني آيات قران انسان فاقد ايمان وجدا از خدا انسان واقعي نيست .

موجود چند بعدي

از مطالبي كه گفته شد معلوم است كه انسان با همه وجوه مشتركي كه با ساير جانوران دارد فاصله عظيمي با آنها پيدا كرده است . انسان موجودي مادي –معنوي است انسان يك سري تفاوت هاي اصيل وعميقي دارد كه هر كدام بعدي جداگانه به او مي بخشد. اين تفاوت ها در سه ناحيه است .

1-ناحيه ادارك وكشف خود وجهان    2- ناحيه جاذبه هايي كه برانسان احاطه دارد .

3 ناحيه كيفيت قرار گرفتن تحت تاثير جاذبه ها وانتخاب آنها .

در مورد وكشف جان انسان با حيوان هاي ديگر شريك است و چه بسا حيواناتي كه در اين مورد از انسان قوي تر باشند اما در انسان نيرويي به نام تعقل وجود دارد كه با اين نيرو مي تواند قوانين كلي جهان را كشف كند .

در مورد جاذبه ها نيز انسان دربعضي موارد مانند ميل به غذا وخواب وميل به امور جنسي واستراحت واسايش با حيوانات مشترك است اما جداي از اينها جاذبه هايي وجود دارد كه كانون هاي غير مادي دارند وانسان را به سوي خود جذب مي كنند از قبيل .

1-علم ودانايي    2- خير اخلاقي   3- جمال وزيبايي    4-تقديس وپرستش

 تواناييهاي گوناگون انسان

قوه ونيرو عاملي كه اثري از او ناشي مي شود. در همه موجودات قوه ونيرو دارند اما اين قوه اگر باشعور ودرك وخواسته توام باشد به نام قدرت يا توانايي ناميده مي شود.

انسان از دو جهت يك سلسله تواناييها دارد يكي از جهت اينكه در انسان يك سلسله ميلها وجاذبه هاي معنوي وجود دارد كه در ساير جاندارها وجود ندارد .اين جاذبه ها به انسان ها امكان مي دهد كه از حدود ماديات توسعه يافته وخود راتا افق عالي معنويات بكشاند . ديگر اينكه انسان به نيروي عقل واراده مجهز است وقادر است در قابل ميلها مقاومت وايستادگي كند انسان مي تواند همه ميلها را تحت فرمان عقل قرار دهد واين وسيله آزادي معنوي هر را به دست آورد .

همين توانايي است كه انسان را شايسته تكليف كرده وبه انسان حق انتخاب مي دهد واز انسان يك موجود واقعا آزاد وانتخاب گر وصاحب اختيار ياد شده است مالكيت نفس وتسلط برخود ورهايي از نفوذ اين ميل ها هدف اصلي نهايي چنين تربيتي آزادي معنوي است .

خود شناسي

اسلام عنايت  خاص دارد كه انسان خود را بشناسد وموقعيت خود را در جهان آفرينش بداند.

وهدف از اين شناختن ودرك اين است كه انسان به مقام والايي كه شايسته اوست برسد. قران كتاب انسان سازي است قرآن كوشش كرده كه انسان خود را كشف كند. خود به خود شناسنامه اي بلكه همان چيزي كه روح الهي ناميده مي شود وبا شناختن اين خو احساس شرافت وكرامت وتعالي مي كند وخود را از تن دادن به پيشنهاد برتر مي شمارد مقدسات اخلاقي واجتماعي برايش معني وارزش پيدا مي كند از نظر قرآن انسان يك كدخداي انتخاب شده روي زمين است وبراساس شايستگي وصلاحيت از طرف خداوند برگزيده وانتخاب شده نه صرفا بصورت زور وچنگال وبهمين دليل مانند هر برگزيده ديگر رسالت ومسئوليت دارد رسالت از طرف خدا ومسئوليت در پيشگاه او

پرورش استعدادها

تعليمات اسلامي نشان مي دهد كه مكتب مقدس الهي به همه ابعاد انسان از جسمي وروحي، مادي ومعنوي ، فكري وعاطفي، فردي واجتماعي توجه زيادي داشته وعنايت خاص به پرورش همه اينها روي اصل معيني .

پرورش جسم:1-سلام تن پروري به معني نفس پروري وشهوت پرستي را شديدا محكوم كرده ولي پرورش بدن به معني مراقبت وحفظ سلامت وبهداشت را از واجبات شمرده است وهر نوع عملي را كه براي بدن ضرر داشته باشد حرام كرده است .

پرورش روح:‌پرورش عقل وفكر وكسب استقلال فكري ومبارزه با اموري كه بر ضد استقلال عقل است مورد عنايت شديد اسلام است .

مبناي بسياري از عبارات اسلامي پرورش اراده وكسب مالكيت بر نفس وآزادي معنوي از حكومت مطلقه ميلها است . پرورش حس حقيقتجويي وعلم طلبي پرورش عواطف اخلاقي پرورش حس جمال وزيبايي پروش حس پرستش هر كدام به نوبه خود مورد توجه عميق اسلام است .

نقش موثر انسان در ساختن آينده خويش

موجودات جهان به دو بخش جاندارد وبي جان تقسيم مي شوند موجودات بي جان هيچگونه نقشي در ساختن وتكامل خويش ندارند وتحت تاثير عوالم خارجي كمال يا تكوين مي پذيرند اما موجودات جاندارد يك سري تلاش رابراي حفظ بقاي خود انجام مي دهند. در گياهان يك سري قوا وجود دارد كه باعث جذب مواد از زمين ورشد وتويد مثل گياه مي شود . در حيوانات علاوه براين قوا يك سري قوه هاي شعوري وجود دارد مانند حس بينايي وشنوايي ولامسه وغيره

در انسان همه ي قواي طبيعي وشعوري كه در گياه وحيوان وجود دارد هست علاوه براين كه نيروي حارق العاده عقل وارده كه سرنوشت آينده انسان به دست اوست وجود دارد . از نوشته هاي بالا به اين نتيجه مي رسيم كه برخي از موجودات نقشي در ساختن آينده خود ندارند مانند جامدات، برخي دگير مانند گياهان در ساختن اينده خود ندارند. مانند جامدات برخي ديگر مانند گياهان در ساختن آينده خويش نقش دارند اما نه آگاهانه است ونه اختياري در برخي ديگر اين قوا آگاهانه است ولي آزادانه نيست وبا نوعي آگاهي كه از خود ومحيط خود دارند براي آينده خويش تلاش مي كنند مثل حيوانات .

اما انسان براي ساختن آينده خود هم آگاهانه است هم آزادانه انسان با توجه به خود محيط خود وبراساس نيروي عقل واراده مي تواند آينده خود را به هر شكل كه دوست دارد انتخاب كند .

دايره ايفا نقش براي انسان نسبت به حيوان بسيار وسيعتر وگسترده تر است واين گستردگي نسبت به آينده انسان ازسه ويژگي در انسان سرچشمه مي گيرد.

1- وسعت دايره بينش وآگاهي انسان با نيروي علم از ظاهر وسطح طبيعت عبور كرده وتا اعماق درون آن رفته وقوانين طبيعت را مي شناسد وبا شناخت آن دست انسان براي ساختن طبيعي سازگارتر باز مي شود.

2-  وسعت دامنه خواسته هاي انسان

3- استعداد خود ساختگي ويژه اي كه در انسان ودر موجودات ديگر وجود ندارد . انسان در ناحيه خصلتها وخوبيها يك موجود بالقوه است يعني در آغاز توليد هيچ خوي وخصلتي ندارد برعكس حيوانات كه هر كدام با يك سري خصلتها ويژه متولد مي شوند اما انسان خصلت پذير است وبوسيله خصلتهايي كه به مرور پيدا مي كند يك سري ابعاد ثانويه پيدا مي كندعلاوه برابعاد فطري كه در وجود انسان است .

انسان تنها موجودي است كه قانون خلقت قلم ترسيم را به دست خود انسان داده، وانسان به دست خودش خويها و= اخلاقي خويش را مي سازد در نتيجه انسان برعكس حيوانات كه چيزي است كه خودش بخواهد . 

در آثار اسلامي رسيده است كه انسان ها برطبق خصلتهاي اكتسابي روحي محشور مي شوند نه اندام ظاهري جسماني يعني انسانها از نظر اخلاق اكتسابي با هر جانداري كه بيشتربه اوشبيه است به شكل اندام او محشور مي گردد وتنها افرادي كه اخلاق وخويهاي اكتسابي وابعاد روحي آنها متناسب با شان وكمالات انساني باشد به شكل وصورت انساني محشور مي گردند.

تمام دستورات ديني وتربيتي ومكت هاي اختلاقي وتعليمات ديني ومذهبي براي راهنمايي انسان است كه بدين وسيله آينده خود را بخوبي بسازد خداوند در قرآن در آيه 4 سوره دهر مي فرمايد ك : ما راه را به انسان (اين موجود آزاد خودساز) نموديم تا او خود چه بخواهد وچه انتخاب كند (از دو راه يكي را انتخاب خواهد كرد) يا راهي را كه ما نموده ايم وسپاسگزالر ما خواهد بود ويا راه ديگر كه ناسپاسي است .

علم مانند يك ابزار در اختيار انسان است وانسان مي تواند با در اختيار داشتن علم از طبيعت مصنوعاتي بسازد كه به سود جامعه ويا مخرب باشد .

اما ايمان مانند قدرتي حاكم بر انسان عمل مي كند وخواست او را دراختيار مي گيرد ودر مسير حق واخلاق سوق مي دهد . ايمان انسان را مي سازد وانسان با نيروي علم جهان را،‌زماني كه علم وايمان با هم باشند هم انسان سامان مي يابد وهم جهان ميدان آزادي واراده انسان .

هر انساني در عين آزادي براي ساختن اندام هاي رواني خويش وتبديل محيط طبيعي به صورت مطلوب خود وساختن آينده خويش محدوديت هاي فراواني دارد وآزاديش آ‍زادي نسبي است انسان در داخل يك دايره محدود است ودر همين دايره محدود انسان ميتواند آينده سعادتبخش براي خود انتخاب كند يا شقاوت آلود .

محدوديت هاي انسان از چند ناحيه است .

1-وراثت

انسانيا طبيعت انساني به دنيا مي آيد ويك سري صفات را اجبار از پدر ومادر خود دريافت مي كند مانند رنگ پوست وچشم وبعضي خصوصيت هاي جسمي واخلاقي

2-محيط طبيعي وجغرافيايي

محيط طبيعي وجغرافيايي

محيط طبيعي وجغرافيايي ومنطقه اي كه انسان در آن زندگي مي كند بطور ناخواسته يك سري اثر روي انسان مي كند .

3-محيط اجتماعي

محيط اجتماعي عامل مهمي است كه در تكوين خصوصيات مشروحي واخلاقي وزبان وآداب عرفي واجتماعي دين ومذهب مي گذارد وبرانسان تحميل مي شود.  

4-تاريح وعوامل زماني

انسان از نظر محيط اجتماعي تنها تحت تاثير زمان حال نيست وبه زمان گذشته وابسته است. گذشته نطفه وهسته آينده است .

طغيان انسان عليه محدوديت ها

انسان نمي تواند بطور كلي رابطه اش رابا وراثت ومحيط طبيعي اجتماعي وتاريخ وزمان قطع كند اما مي تواند با كمك واراده وايمان ونيروي عقل وعلم با اين محدوديت ها مقابله كرده وخود را آزاد سازدو خودش را مالك سرنوشتش سازد.

انسان وقضا وقدر الهي

قضا الهي عبارت است از حكم قطعي الهي درباره جريانات وحوادث وقدر الهي عبارت است از اندازه گيري پديده ها وحوادث كه برعكس خيال همه قضا وقدر عامل محدوديت انسان ها نيست .

انسان هر اندازها كه آزادي از ناحيه عقل واراده دارد هر اندازه محدوديت از ناحيه عوامل مورثي ومحيطي وتاريخي دارد به حكم قضا الهي قطعي سببي ومسبي جهان ست .

محدوديتي كه به حكم قضا الهي نصيب انسان مي شود ناشي از شرايط مورثي ومحيطي واجتماعي است ونيز آزادي انسان به حكم قضا الهي است .

انسان وتكليف

انسان تنها موجودي است كه امكان وتوانايي مكلف بودن راداراست ومي تواند درچهار چوب يك سلسله قوانين قرار دادي رفتار نمايد واين قوانين بايد ازطرف يك فرد صلاحيتدار وضع شود وبه انسان تحميل مي شود وتحمل قانون به نوعي زحمت ومشقت دارد كه به نام تكليف از آن نام برده مي شود.

قانونگذار بايد شرايطي داشته باشد ونيز انسان با دارا بودن چند شرط ميتواند انجام تكاليف را بر عهده بگيرد .

1-بلوغ:

بلوغ يك سري تغييرات ناگهاني ويك نوع جهش در اندام واحساس وانديشه انسان است وهر فرد بسته به خصوصيات فردي ومنطقه اي ومحيطي زود يا دير به بلوغ طبيعي مي رسد . اما بلوغ زنان زودتر از جنس مرد است اما براي اينكه يك ضابطه براي افراد وجود داشته يك سن معين را براي بلوغ قرار داده اند وفردي كه به مرحله بلوغ برسد مكلف مي شود .

 2-عقل

يكي ديگر از شرايط تكليف عاقل بودن است وفردي كه ديوانه است مكلف نيست وبه هيچ وجه تكليفي متوجه او نمي باشد ونيازي نيست كه اگر عاقل شد كارهايي را كه در زمان ديوانگي نداده انجام دهد مگر در موارد مالي مثل خمس وزكات كه م بر ديوانه وهم بر فرد نابالغ واجب است كه بعد از بلوغ ودر صورت عاقل شدن دين خود را ادا كند .

3-اطلاع وآگاهي

مشخص است كه انسان زماني مي تواند تكليفي را انجام دهد كه آگاه به آن باشد ودر قرآن كريم مكررا آمده است كه هيچ قومي را به جرم تخلف از يك قانون عذاب نمي كنيم مگر آنكه حجت برآن قوم تمام شده باشد يعني قومي را عقاب بلابيان نمي كنيم منظرو از علم وآگاهي شرط تكليف است يعني اگر به مكلفي تكليفي ابلاغ نشد واو هم كوشش لازم را براي آگاهي پيدا كردن وبدان دست نيافت چنين فردي نزد خدا معذور است .  

4-قدرت وتوانايي

تكليفي از انسان خواسته مي شود كه توانايي وقدرت آن را داشته باشد . خداوند در سوره بقره آيه 286 مي فرمايد خداوند هيچ كس را جز به اندازه تواناييش مكلف نمي سازد .

5-آزادي اختيار

آزادي واخيترا يكي ديگر از شرايط تكليف است. يعني انسان زماني مكلف است كه اجبار واضطرار وترمي در كار نباشد در اين صورت تكليف ساقط مي شود .

پيامبر اكرم(ص) مي فرمايند: زماني كه اكراه واجبار به ميان آيد تكليف ساقط است بين اكراه واجبار واضطرار از دو جهت تفاوت است .

1-در اكراه واجباري پاي تهديد انسان در ميان است بر خلاف اضطرار .

2-در مورد اكراه واجبار انسان براي دفع يك وضع نامطلوب چاره جويي مي كند ودر مورد اضطرار براي رفع چنان وضعي چاره جويي مي كند.

قابل ذكر است كه هيچ وقت به بهانه اكراه يا اضطرار نمي توان به جان ديگران وبه ضرر اجتماع ويا به زيان خود دين اقدامي مي كرد برخي تكاليف است كه هر ضرر وصدمه اي را به خاطر آنها بايد تحمل كرد .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 14:24  توسط دانشجویان  |