X
تبلیغات
تحقیقات دانشجویان - موضوع:خلاصه اثار شهید مطهری مسئله حجاب

تحقیقات دانشجویان

تحقیقات ارائه شده به استاد محمد علی محسن زاده

موضوع:خلاصه اثار شهید مطهری مسئله حجاب

شیخ شهید

استاد شهید مرتضی مطهری (ره) شخصیت خارق العاده ای بوده که ما در اینجا فقط  فرازهایی از پیام های راحل عظیم الشأن امام خمینی (ره) را به مناسبت شهادت استاد نقل می کنیم:

مطهری که در طهارت روح و قوت ایمان و قدرت بیان کم نظیر بود، رفت وبه ملأاعلی پیوست، لکن بدخواهان بدانند که با رفتن او شخصیت اسلامی و علمی وفلسفی اش نمی رود. او با قلمی روان وفکری توانا در تحلیل مسائل اسلامی و توضیح حقایق فلسفی با زبان مردم و بی قلق و اضطراب به تعلیم و تربیت جامعه پرداخت. آثار قلم و زبان او بی استثنا آموزنده و روانبخش است و مواعظ و نصایح او که از قلبی سرشار از ایمان و عقیدت نشأت می گرفت، برای عارف و عامی سودمند و فرح زاست.

من به دانشجویان و طبقه روشنفکران متعهد توصیه می کنم که کتابهای این استاد عزیز را نگذارند با دسیسه های غیراسلامی فراموش شود.

****

تعدادی از ویژگی های استاد شهید، متفکر والامقام از زبان نزدیکان و آشنایان:

-همیشه با وضو بود و به این کار توصیه می کرد.

-نماز شب را به پا می داشت.

-در حین بیان مطالب علمی آنچنان بود که از اطراف غافل می شد.

-شبها قبل از خواب حدود بیست دقیقه قرآن می خواند.

-نسبت به انجام فرائض فرزندان نظارت دقیق داشت.

-به فقرا و مستمندان کمک می کرد بطوریکه برخی موارد آن بعد از شهادتش آشکار شد.

-برای پدر و مادر و نیز اساتید خوش احترام وصف ناپذیر قائل بود.

-صدای گریه بلند او هنگام خواندن روضه سیدالشهدا (سلام الله علیه) ، مناجات شبانه و فوت پدر و مادر مشاهده شد.

-بعد از نماز مغرب وعشاء سجده های طولانی داشت.

-و از جوانی علاقه وافر به شهادت داشت و به افراد می سپرد تا در اینباره برایش دعا کنند.

وچنین شد که او به این مهم دست یافت وبه دست منافقان کوردل به آرزوی دیرینه اش رسید و به درجه شهادت نائل آمد.

نثار روحش صلوات


به نام خداوند بخشنده مهربان

برگرفته از کتاب «مسئله حجاب» متفکر شهید استاد مرتضی مطهری

ریشه بیشتر انحرافات دینی و اخلاقی نسل جوان را در لابلای افکار و عقاید آنان باید جستجو کرد. فکر این نسل از نظر مذهبی آنچنانکه باید رهنمایی نشده است و از این نظر فوق العاده نیازمند است.[1]

لزوم پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه یکی از مسائل مهم اسلامی است. در خود قرآن کریم درباره این مطلب تصریح شده است. پوشیدن زن خود را از مرد بیگانه یکی از مظاهر لزوم حریم میان مردان و زنان اجنبی است، همچنانکه عدم جو از خلوت میان اجنبی و اجنبیه یکی دیگر از مظاهر آن است.[2]

تاریخچه حجاب:

قدر مسلم این است که قبل از اسلام در میان بعضی ملل حجاب وجود داشته است. تا آنجا که من در کتابهای مربوطه خوانده ام در ایران باستان و در میان قوم یهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت تر بوده است، اما در جاهلیت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسیله اسلام در عرب پیدا شده است.[3]

حجابی که در قوم یهود معمول بوده است از حجاب اسلامی چنانکه بعدا شرح خواهیم داد بی سخت تر و مشکل تر بوده است.[4] حجاب سخت و شدیدی در ایران باستان حکمفرما بوده، حتی پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده می شده اند.[5]

به هر حال آنچه مسلم است این است که قبل ازاسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتکر آن نیست، اما اینکه حدود حجاب اسلامی با حجابی که در ملل باستان بود یکی است یانه، و دیگر اینکه علت و فلسفه ای که از نظر اسلام حجاب را لازم می سازد همان علت و فلسفه است که در جاهای دیگر جهان منشأ پدید آمدن حجاب شده است یا نه، مطالبی است که درقسمتهای بعدی درباره آنها سخن خواهیم گفت.[6]

علت پیداشدن حجاب

علت وفلسفه پیدا شدن حجاب چیست؟ چطور شد که در میان همه یا بعضی ملل باستان پدید آمد؟ اسلام که دینی است که در همه دستورهای خویش فلسفه و منظوری دارد چرا ورودی چه مصلحتی حجاب را تائید و یا تاسیس کرد؟

مخالفان حجاب سعی کرده اند جریانات ظالمانه ای را به عنوان علت پیدا شدن حجاب ذکر کنند. در باب علت پیدا شدن حجاب نظریات گوناگونی ابراز شده است و غالبا این علتها برای ظالمانه یا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذکر شده است. ما مجموع آنها را ذکر می کنیم.

1-   میل به ریاضت و رهبانیت (ریشه فلسفی)

2-   عدم امنیت و عدالت اجتماعی (ریشه اجتماعی)

3-   پدرشاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منافع اقتصادی مرد (ریشه اقتصادی)

4-   حسادت و خودخواهی مرد (ریشه اخلاقی)

5- عادت زنانگی زن و احساس او به اینکه در خلقت از مرد چیزی کم دارد، بعلاوه مقررات خشنی که در زمینه پلیدی او و ترک معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است (ریشه روانی)

علل نامبرده یا به هیچ وجه تاثیری در پیدایش حجاب در هیچ نقطه از جهان نداشته است و بی جهت آنرا به نام علت حجاب ذکر کرده اند یا فرضا در پدید آمدن بعضی از سیستمهای غیراسلامی تاثیر داشته است در حجاب اسلامی تاثیر نداشته است یعنی حکمت وفلسفه ای که در اسلام سبب تشریع حجاب شده، نبوده است.

ما هر یک از این علل را ذکر و سپس انتقاد می کنیم وثابت می کنیم که اسلام در فلسفه اجتماعی خود به هیچ یک از این جهات نظر نداشته است و هیچ یک از آنها با مبانی مسلم و شناخته شده اسلام وفق نمی دهد و در خاتمه به یک علت اساسی اشاره می کنیم که از نظر ما موجه ترین آنها به شمار می رود.[7]

ریاضت و رهبانیت

ارتباط مساله پوشش با فلسفه ریاضت و رهبانیت از این جهت است که چون زن بزرگترین موضوع خوشی و کامرانی بشر است، اگر زن و مرد معاشر و محشور با یکدیگر باشند، خواه ناخواه دنبال از تجویی و کامیابی می روند. پیروان فلسفه رهبانیت و ترک لذت برای اینکه محیط را کاملا بازهد و ریاضت سازگار کنندبین زن و مرد حریم قائل شده پوشش را وضع کرده اند، کما اینکه با چیزهای دیگری که نظیر زن محرک لذت و بهجت است مبارزه کرده اند. پدید آمدن پوشش طبق این نظریه، دنباله و نتیجه پلید دانش ازدواج و مقدس شمردن غروبت است.

ایده ریاضت و ترک دنیا در مورد زن فلسفه تجرد طلبی و مخالفت با جمال را ایجاد کرده است. بلند نگه داشتن مو، که در میان سبکها، هندوها و بعضی دراویش معمول است نیز از مظاهر مخالفت با جمال و مبارزه با شهوت و از ثمرات فلسفه طرد لذت و میل به ریاضت است.[8]

دراینجا بد نیست قسمتی از گفته برتراندراسل را در این موضوع بیاوریم. وی در کتاب زناشوئی و اخلاق صفحه 30 می گوید:

«بخصوص در قرون اول مسیحیت این طرز  فکر سن پل ابوس مقدس، از طرف کلیسا اشاعه تمام یافت و تجرد مفهوم تقدس به خود گرفت و عده بیشماری راه بیابان پیش گرفتند تا شیطان را منکوب سازند، شیطانی که هر آن ذهن آنان را از تخیلات شهوانی مملو می ساخت. کلیسا ضمنا با استحمام به مبارزه پرداخت زیرا خطوط بدن، انسان را به طرف گناه می راند. کلیسا چرک بدن را تحسین کرده رایحه بوی بدن صورت تقدس را بخود گرفت زیرا باز به نظر سن پل نظافت بدن و آرایش آن با نظافت روح منافات دارد. شپش مروارید خداشناخته شد....[9]

اکنون ببینیم از نظر اسلام و طرز تفکری که اسلام به جهان عرضه داشته است آیا چنین تحلیل و توجیهی برای پوشش صحیح است؟

اصولا اسلام با فکر ریاضت و رهبانیت سخت مبارزه کرده است. و این مطلب را مستشرقین اروپائی هم قبول دارند. اسلام به نظافت تشویق کرده، به جای اینهک شپش را مرواید خدا بشناسد گفته است: النظافه من الایمان. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: بدترین بنده شخص چرکین و کثیف است.[10]

امیرالمومنین (ع) می فرمایند: خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد.[11]

مستحب بودن پوشیدن جامه سفید یکی به خاطر زیبایی است و دیگر به خاطر پاکیزگی است، زیرا لباس سفید چرک را بهتر نمایان می سازد و به همین موضوع در روایات اشاره شده است.[12]

اسلام التذاذات جنسی در غیرمحدوده ازدواج قانونی را به شدت منع فرموده است و آن خودفلسفه خاصی دارد، ولی لذت جنسی در حدود قانون را تحسین کرده است تا جایی که فرموده است دوست داشتن زن از صفات پیامبران است: من اخلاق الانبیاء حب النساء.

در اسلام زنی که در آاریش و زینت خود برای شوهر کوتاهی کند نکوهش شده است کمااینکه مردانی که در ارضاء زن خودکوتاهی می کنند نیز نکوش شده اند.[13]

عدم امنیت

ریشه دیگری که برای بوجود آمدن پوشش ذکر کرده اند ناامنی است. همانطور که در مورد ثروت امنیت نبود، راجع به زن هم امنیت وجود نداشت. هر کس زن زیبایی داشت ناچار بود او را از نظر زورمندان مخفی نگه دارد، زیرا اگر انها اطلاع پیدا می کردند، او دیگر مالک زن خود نبود.[14]

ایران دوره ساسانی ناظر جنایتها و فجایع عجیبی در این زمینه بوده است. این ناامنی ها اختصاص به ایران و به زمانهای قدیم نداشته است. مشابه این جریانها در دوران تسلط مردم ماوراء النهر بر دستگاه خلافت بغداد، در بغداد هم رواج داشته است.[15]

ما وجود ناامنی ها و بی عدالتی های زمان گذشته و تاثیر آنها را در مخفی کردن زن منکر نیستیم. مسلما حجابهای افراطی و عقاید افراطی درباره پوشیدن زن معلول همین نوع جریانهای تاریخی است. ولی باید ببینیم آیا فلسفه پوشش زن در اسلام همین امر بوده است؟

اولا این سخن درست نیست که در عصر ما امنیت کامل از نظر زن برقرار است. در همین دنیای صنعتی اروپا و آمریکا که به غلط آن را «دنیای متمدن» می نامیم، احیانا آمارهای وحشت آوری از زنای به عنف می خوانیم چه رسد به دنیای به اصطلاح نیمه متمدن و تمام وحش. منتها شکل قضیه تفاوت می کند. یک وقت کسی مانند فلان خان و فلان قدر مامور مسلح می فرستد. و زن کسی را از خانه اش بیرون می کشند، یک وقت دیگر زنی را در یک مجلس شب نشینی و در خلال رقص و دانی «قر» می زنند و او را از شوهر و فرزند آواره می کنند. در روزنامه اطلاعات مورخ 6/9/47 تحت عنوان در زنان امریکا «معرض خطر حملات جنسی»[16]

می نویسد: «واشنگتن آسوشیتدپرس-سه پزشک محق آمریکای در گزارشی که برای دولت آمریکا تهیه کرده اند اعلام نموده اند که در میان ایالات آمریکا لوس آنجلس از لحاط میزان «زنای به عنف» مقام اول را دارد وواشنگتن مقام سیزدهم را حائز است. در نیویورک در مدت شش ماه 3000 شکایت از هتک ناموس به زور به اداره پلس رسیده است. من این عده شاکیان بین شش سال تا هشتاد و هشت سال بوده وقسم اعظم شاکیان چهار ده ساله بوده اند.»[17]

ثانیا فرض کنیم امنیت ناموس کامل در جهان برقرار شده و تجاوز به عنف دیگر وجود ندارد و هر تجاوزی که به نوامیس مردم یم شود از روی رضای طرفین است، ریشه نظر اسلام درباره پوشش چیست؟  آیا نظر اسلام به عدم امنیت بوده تا گفته شود اکنون که امنیت کامل برقرار شده ودلیلی برای پوشش نیست؟

مسلما علت دستور پوشش در اسلام عدم امنیت نبوده است. لااقل علت منحصر و اساسی عدم امنیت نبوده است، زیرا این امر نه در آثار اسلامی بعنوان علت پوشش معرفی شده است و نه چنین چیزی با تاریخ تطبیق می کند.[18]

فلسفه اساسی پوشش چیز دیگر است که توضیح خواهیم داد. در عین حال نمی خواهیم بگوییم که مساله امنیت زن از گزند تجاوز مرد به هیچ وجه مورد توجه نبوده است.

استثمار زن

بعضی ها برای پوشش زن ریشه اقتصاید قائل شده گفته اند حریم و پوشش یادگار عهد مالکیت و تسلط مرد است. مردان به خاطر اینکه از وجود زنان بهره اقتصادی ببرند و آنها را مانند بردگان استثمار کنند، آنها را در خانه ها نگه می داشتند، و برای اینکه فکر زن  را قانع کنند که خود به خود از خانه بیرن نرود و بیرون رفتن را کار بدی بداند فکر حجاب و خانه نشینی را خلق کرد.[19]

علائم و نشانه های افترا و غرض و مرض از تمام این نوشته پیداست. آیا در جامعه ای که دائما سخنرانان مذهبی اش از  بالای منابر خطابه زهرای مرضیه سلام الله علیها را در مسجد مدینه و خطابه های زینب کبری (سلام الله علیها) را در کوفه و شام به گوش مردم می رسانند ممکن است چنین فکری در میان مردم آن جامعه پیدا شود؟!

کی و کجا زن در ایران اسلامی برده مرد بوده است؟ همه می دانند که در خانواده های مسلمان بیش از آنکه زن در خدمت مرد باشد مرد به حکم وظیفه اسلامی در خدمت زن بوده و وسیله آسایش او را فراهم می کرده است. زن در خانواده هایی مورد اهانت و تحقیر و ظلم قرار گرفته که روح اسلامی در آن خانواده ها نبوده یا ضعیف بوده است.[20]

قدر مسلم این است که حجاب در اسلام بدین منظور نیست. اسلام هرگز نخواسته مرد از زن بهره کشی اقتصادی کند، بلکه سخت با آن مبارزه کرده است. این مسئله که زن استقلال اقتصادی دارد از مسلمات قطعی اسلام است. کار زن از نظر اسلام متلعق به خود اوست. زن اگر مایل باشد، کاری که در خانه به وی واگذار می شود مجانا و تبرعا انجام می دهد، و اگر نخواهد، مرد حق ندارد او را مجبور کند. حتی در شیر دادن به طفل با اینکه زن اولویت دارد، اولویت او موجب سقوط حق اجرت او نیست. زن می تواند هر نوع کاری همین قدر که فاسد کننده خانواده و فراهم حقوق ازدواج نباشد برای خود انتخاب کند و درآمدش هم منحصرا متعلق به خود اوست.

اگر اسلام در حجاب، نظر به استثمار اقتصادی زن داشت بیگاری زن را برای مرد تجویز می کرد، معقول نیست که از یک طرف برای زن استقلال اقتصادی قائل شود و از طرف دیگر حجاب را به منظور استقلال و استثمار زن وضع کند. پس اسلام چنین منظوری نداشته است.[21]

حسادت

ریشه دیگری که برای پیدا شدن حجاب ذکر کرده اند جنبه اخلاقی دارد. در اینجا نیز مانند نظریه سابق علت پدید آمدن حجاب را تسلط مرد و اسارت زن معرفی کرده اند، با این فرق که در اینجا برای تسلط جویی مرد به جای ریشه اقتصادی ریشه اخلاقی ذکر شده است گفته اند علت اینکه مرد زن را بدین شکل اسیر نگه می دارد حس خودپرستی و حسادت وی نسبت به مردان دیگر است. مرد نمی خواهد و رشک می برد که مردان دیگر ولو با نگاه کردن یا همسخنی شدن از زنی که تحت اختیار اوست استفاده کنند.

به عقیده این دسته، قوانین دینی و مذهبی با اینکه در جاهای دیگر باخودخواهیها و خودپرستی ها مبارزه کرده است در اینجا برعکس عمل کرده روی این خودخواهی مردان صحه گذاشته منظور آنها را تامین کرده است.[22]

راسل می گوید: بشر توانسته است تا حدی در مورد مال و ثروت برخود خواهی و بخل غالب گردد ولی در مورد زن نتوانسته است بر این خودخواهی تسلط پیدا کند. از نظر راسل «غیرت» صفت ممدوحی نیست و ریشه آن نوعی بخل و امساک است.[23] مفهوم سخن راسل اینست که اگر بذل و بخشش در مورد ثروت خوب است در مورد زن هم خوب است. چرا بخل و امساک و حسادت در مورد مال نکوهیده و در مورد زن ستوده است؟ چرا نان و سفره داشتن و نمک خود را خورانیدن از لحاظ اخلاق اقتصادی مورد تمجید خدمت به نوع در آنان بدیار می شود، چنین اشخاصی غیورتر و نسبت به همسران خود حساستر می گردند. این گونه افراد حتی نسبت به ناموس دیگران نیز حساس می شوند، یعنی وجدانشان اجازه نمی دهد که ناموس اجتماع مورد تجاوز قرار گیرد. ناموس اجتماع ناموش خودشان می شود. علی (علیه السلام) جمله عجیبی دارد. می فرماید: هرگز یک انسان شریف و غیور زنا نمی کند. برای اینکه غیرت یک شرافت انسانی و حساسیت انسانی است نسبت به پاکی و طهارت جامعه.[24]

بدون شک اسلام همان فلسفه ای که در حس غیرت هست یعنی حفاظت پاکی نسل و عدم اختلاط انساب را منظور نظر دارد، ولی علت حجاب اسلامی منحصر به این نیست.[25]


عادت زنانگی

به عقیده بعضی حجاب و خانه نشینی زن ریشه روانی دارد. زن از ابتداء در خود نسبت به مرد احساس حقارت می کرده است. از دو جهت؛ یکی احساس نقص عضوی نسبت به مرد، دیگری خونروی ماهانه و حین زایمان و حین ازاله بکارت.

اینکه عادت ماهانه نوعی پلیدی و نقص است، فکری است که از قدیم در میان بشر وجود داشته است و با همین دلیل زنان در ایام عادت مانند یک شیء پلید در گوشه ای محبوس بوده اند و از آنها دوری و اجتناب می شده است.

شاید به همین علت است که از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) درباره این عادت سوال شد. ولی آیه ای که در پاسخ این سوال نازل شد این نبود که حیض پلیدی است و زن حائض پلید است و با او معاشرت نکنید، پاسخ رسید که نوعی بیماری تن است و در حین آن بیماری از همخوابگی احتراز کنید (نه از معاشرت).[26]

«از تو درباره حیض سوال می کنند. بگو نوعی بیماری است، در حال این بیماری با زنان نزدیکی نکنید» بقره /222.[27]

در سنن ابوداود جلد اول صفحه 499 در شأن نزول این آیه می نویسد:

انس بن مالک گفت عادت یهود این بود که همین که زنی از آنها حائض می شد او را از خانه بیرون می کردند، نه با او غذا می خوردند و نه از ظرف او آب می آشامیدند و نه با او در یک اتاق می زیستند. از رسول خدا در این باره سوال شد و این آیه نازل گشت. رسول خدا از دوری گزیدن از آنها منع کرد و فرمود جزء همبسری هیچ ممنوعیت دیگری ندارند.[28]

اسلام نه حیض را موجب پستی و حقارت زن می داند و نه پوشیدگی را به خاطر پستی و حقارت زن عنوان کرده است.[29]

عللی که قبلا ذکر کردیم کم و بیش مورد استفاده مخالفان پوشیدگی زن قرار گرفته است. به عقیده ما یک علت اساسی در کار است که مورد غفلت واقع شده است. به عقیده ما ریشه اجتماعی پدید آمدن حریم و حائل میان زن و مرد را در میل به ریاضت، یا میل مرد به استثمار زن، یا حسادت مرد، یا عدم امنیت اجتماعی، یا عادت زنانگی نباید جستجو کرد ولااقل باید کمتر در اینها جستجو کرد. ریشه این پدیده را در یک تدبیر ماهرانه غریزی خود زن باید جستجو کرد.[30]

دقیق ترین آنها این است که حیا و عفاف و پوشش تدبیری است که خود زن با یک نوع ابهام برای گرانبها کردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار برده است. زن باهوش و با یک حس مخصوص بخود دریافته است که از لحاظ جسمی نمی تواند با مرد برابری کند و اگر بخواهد در میدان زندگی با مرد پنجه نرم کند از عهده زور و بازوی مرد برنمی آید و ازطرف دیگر نقطه ضعف مرد را در همان نیازی یافته است که خلقت در وجود مرد نهاده است که او را مظهر عشق و طلب و زن را مظهر معشوقیت و مطلوبیت قرار داده است. دانست که نباید خود را رایگان کند بلکه بایست آتش عشق و طلب او را تیزتر کند و در نتیجه مقام و موقع خود را بالا برد.[31]

مولوی، عارف نازک اندیش و دوربین خودمان به تاثیر حریم و حائل میان زن و مرد در افزایش قدرت و محبوبیت زن و در بالا بردن مقام او و در گداختن مرد در آتش عشق و سوز، مثلی لطیف می آورد؛ آنها را به آب و آتش تشبیه می کند، می گوید مثل مرد مثل آب است و مثل زن مثل آتش، اگر حائل از میان آب و آتش برداشته شود آب بر آتش غلبه می کند و آن را خاموش می سازد، اما اگر حائل و حاجبی میان آندو برقرار گردد مثل اینکه آب را در دیگی قرار دهند و آتش در زیر آن دیگ روشن کنند، آن وقت است که آتش آب را تحت تاثیر خود قرار می دهد، اندک اندک او را گرم می کند و احیانا جوشش و غلیان در او بوجود می آورد، تا آنجا که سراسر وجود او را تبدیل به بخار
می سازد.[32]

مرد برخلاف آنچه ابتدا تصور می رود، در عمق روح خویش از ابتذال زن و از تسلیم و رایگانی او متنفر است. مرد همیشه عزت و استغناء و بی اعتنایی زن را نسبت به خود ستوده است .یعنی عشق در زمینه فراقها و دست نارسی ها می شکفد و هنر و زیبایی در زمینه عشق رشد می یابد.

امروز یکی از خلأهایی که در دنیای اروپا و آمریکا وجود دارد خلأ عشق است. در کلمات دانشمندان اروپائی زیاد این نکته به چشم می خورد که اولین قربانی آزادی و بی بند و باری امروز زنان و مردان، عشق و شور و احساسات بسیار شدید و عالی است. در جهان امروز هرگز عشقهایی از نوع عشقهای شرقی از قبیل عشقهای مجنون و لیلیف و خسرو وشیرین رشد و نمو نمی کند.[33]

نمی خواهم به جنبه تاریخی قصه مجنون و لیلی، خسرو و شیرین تکیه کرده باشم، ولی این قصه ها بیان کننده واقعیاتی است که در اجتماعات شرقی وجود داشته است.

از این داستانها می توان فهمید که زن بر اثر دور نگه داشتن خود از دسترسی مرد تا کجا پایه خود را بالا برده است و تا چه حد سر نیاز مرد را به آستان خود فرود آورده است! قطعا درک زن این حقیقت را در تمایل او به پوشش بدن خود و مخفی کردن خود به صورت یک راز، تاثیر فراوان داشته است.[34]

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 18:46  توسط دانشجویان  |